بابا صفرى

10

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اردبيليها از آنچه در خارج از اين شهر مىگذشت ناآگاه بودند و چون سيمهاى تلگراف و تلفن قطع و هيچگونه آمدورفتى نيز صورت نمىگرفت رابطه‌اى با خارج و منجمله تهران و تبريز نداشتند و تنها بعد از باز شدن راهها و عادى گشتن تقريبى اوضاع ، كه كمى بيش از سه هفته به طول انجاميد ، با وصول برخى از جرايد مركزى دريافتند كه رضا شاه ، بر اثر فشار دولتهاى مهاجم از سلطنت كنار گرفته و بوسيلهء انگليسىها بسوى جزيره « موريس » در اقيانوس هند و مجاورت سواحل شرقى آفريقا حركت داده شده است . استعفاى رضا شاه بنفع فرزند ذكور ارشدش « محمد رضا پهلوى » ، كه بر طبق قوانين وليعهد او بود ، صورت گرفت و محمد على فروغى ، نخست‌وزير وقت ، روز 25 شهريور 1320 متن استعفانامهء ويرا در مجلس شورايملّى قرائت نمود . در آن روز محمد رضا پهلوى با تشريفات لازم بمجلس آمد و بعنوان دومين پادشاه خاندان پهلوى ، براى حفظ تماميّت ارضى ايران و صيانت قانون اساسى و اجراى كامل اصول آن ، همچنين تأمين آزادى و رفاه و سعادت ملّت سوگند ياد كرد . اين كار مقارن با زمانى بود كه قسمت اعظم ايران تحت اشغال ارتش بيگانه بود . در خزانهء مملكتى براى پرداختهاى ضرورى دولت پولى پيدا نمىشد . قشون ايران ، بر اثر خيانت فرماندهانش ، از هم پاشيده ، نظم و نظام آن درهم ريخته بود . وكلائى كه ديروز در مجلس شورايملى ، عروسك‌مآب و با مدح و تعريف از رضا شاه قيام و قعود مىكردند ، امروز بنام « نمايندهء مردم » آهنگهائى را در راه « وطن‌پرستى ! » ساز كردند . « ملت دوست‌نما » يان فرصت‌طلب با تعليماتى كه ، بقول دسته‌هاى مخالف شبها از سفارتخانه‌هاى خارجى مىگرفتند ، روزها اتحاديه و حزب برپا مىداشتند و بجاى آنكه در اين گيرودار هول‌انگيز ، بالاتفاق بفكر نجات وطن و صيانت ناموس ملّى باشند ، مشكلات گوناگونى بوجود مىآوردند . دولتها را ، كه اعضاى آنها نيز از قماش خود اينها و بنا بمشهور اكثرا منتخب نمايندگان سياسى كشورهاى اشغالگر بودند ، استيضاح مىكردند و براى وجيه الملّه شدن ، با چماقهاى تكفير سياسى و اجتماعى بر سر اين و آن مىكوفتند و بيش از اشغالگران وطن ، مستقيم و غيرمستقيم ، در حفظ منافع دولتهاى بيگانه كوشش مىنمودند .